| پرسشی کهن، پاسخی نو؛ درنگی بر واگویههای روسو از ارسطو در مسئله عدالت |
| کد مقاله : 1021-POLITICALAWARD |
| نویسندگان |
|
محمد متین سلمانی * دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس |
| چکیده مقاله |
| مسئله عدالت، اهمیتی چونان اکسیژن برای انسان دارد. هر دو آن چنان که باشند، ممد حیات و مفرح ذات و چنانکه حذف شوند، مسبب ممات. در این میان بررسی دو تن از مهمترین نظریهپردازان حوزه عدالت، یعنی ارسطو و ژان ژاک روسو، از اهمیتی دوچندان برخوردار است چرا که این دو هر کدام زمانه بعد از خود را با اندیشههای خود، دچار آشفتگی کردند. اینان همان غولهایی بودند که به قول آیزاک نیوتون، متأخرین، بر شانه آنان، جهان را به تماشا نشسته و شناختند. پرسش این پژوهش که سعی میشود با دریافت چارچوبی از کتاب تاریخ مختصر عدالت توزیعی و روش مقایسهای پاسخ داده شود، این است که چه مؤلفههایی در اندیشه ارسطو و روسو در رابطه با عدالت را میتوان به عنوان نقاط اشتراک در ساحت اندیشگی یک فیلسوف متقدم دوران باستان از سویی و از سوی دیگر، فیلسوفی از دوران روشنگری، شناسایی کرد؟ آیا اساساً وجهی از هموندی در اندیشه این دو وجود دارد؟ هدف از این مقایسه هم، پاسخ احتمالی به این پرسش است که بنیان این پژوهش بر آن بنا نهاده شده است. نقطه همسو میان این دو، همانا مفهوم شهروندی است که عاملی بر ارائه خاص هر کدام از مفهوم عدالت و به ویژه عدالت توزیعی شده است. در واقع مدنیت میان افراد، برانگیزنده عدالت میانشان است. |
| کلیدواژه ها |
| ارسطو، ژان ژاک روسو، عدالت، شهروندی، مدنیت |
| وضعیت: پذیرفته شده برای ارسال فایل های ارائه پوستر |
