| نقش سیاست خارجی تعاملگرا در پیدایش اقتصاد نوظهور چین در اقتصاد سیاسی جهانی |
| کد مقاله : 1125-POLITICALAWARD |
| نویسندگان |
|
مهران بیگی درباغی1، محمد حسین هاشم پوریان *2 1--------- 2......... |
| چکیده مقاله |
| چکیده این مقاله به بررسی نقش سیاست خارجی و تعاملات منطقهای و بینالمللی چین بر توسعه اقتصادی این کشور در اقتصاد جهانی میپردازد. در دنیای امروزی، مفهوم سیاست خارجی بهطور فزایندهای به اقتصاد وابسته گشته و کشورها میکوشند تا از سیاستهای اقتصادی بهعنوان ابزاری برای ارتقاء و تقویت جایگاه خود در نظام بینالمللی استفاده کنند. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی الگوهای همکاری اقتصادی و تأثیر آن بر تصویر بینالمللی چین است. پژوهش با رویکرد توصیفی - تحلیلی و بهکمک روش اسنادی، شامل بررسی مقالات علمی، گزارشهای بینالمللی و مستندات رسمی، انجام شده است. نتایج نشان میدهند که چین با اجرای سیاستهایی نظیر «کمربند و جاده» و ایجاد روابط نزدیک با قدرتهای بزرگ مانند آمریکا و اتحادیه اروپا، بهدنبال تقویت وجهه مثبت خود در صحنه بینالمللی است. همچنین، پکن در تلاش است تا از نهادهای اقتصادی بینالمللی بهرهبرداری کند و در عین حال به ایجاد نهادهای جدیدی مانند بانک سرمایهگذاری زیرساخت آسیایی و بانک توسعه جدید بریکس بپردازد. این رویکرد، نشاندهنده انتقال تمرکز چین از یک سیاست ایدئولوژیک به یک سیاست عملی و اقتصادی است که به او اجازه میدهد تا نقش مؤثرتری در نظام جهانی ایفا کند. در نهایت، این مقاله به ضرورت درک بهتری از تأثیرات اقتصادی بر سیاست خارجی و نیاز به تقویت همکاریهای بینالمللی در عصر جهانیسازی تأکید میکند. |
| کلیدواژه ها |
| کلمات کلیدی: سیاست خارجی تعاملگرا، نئولیبرالیسم، توسعه اقتصادی، چین |
| وضعیت: پذیرفته شده برای ارائه شفاهی |
